معبد

نیایشگاه کوچک من

نیایش اردی بهشت

خداوندگار اندوه ماه

خداوندگار رد پای نور در شب سیاه

خداوندگار دستگیرنده و جان پناه

خداوند گار همه راه های راه

بهشت تو یعنی آنچه آفریدی

بهشت تو یعنی من ، یعنی او

یعنی بشر خدا را چه دیدی ؟

به زیبایی اردی بهشتت

که ماه درخشان در میانه آسمان دارد

درخت  ایستاده بر سینه ستبر زمین

و میزان به دست آدمیان

بر ما ببخش و از ما بگذر

در ما پدید آر و از ما فروشوی

هر بزه ، هر  گناه

هفت خیر و هفتصد شر

که جز تو هیچم امید نیست

که جز تو هیچ هیچ هیچم نیست

خداوندگار اردی بهشت زمین

و بهشت هفت آسمان

بر ما ببخش و از ما بگذر

 

 

 

 

    پيام هاي ديگران ()

نیایش تغییر

خداوندا

این شبها را دوست دارم ، که من هستم و تو تنهایی هست و تنهایی !

این شبها را دوست دارم ،که بیشتر با توام  ،که بیشتر در منی

این شبها را دوست دارم ،که تو را باز می شناسم ،که خویش را باز می شناسم

این شبها را دوست دارم ،که تو حکیمی و رئوف  ،که من سرگردانم و عاصی

این شبها را دوست دارم ، که سهم من  از دنیا تویی  و  همه  دنیا به کناری و آنچه برایم میماند تویی

وسوسه شروعی دوباره در منی ،و حوصله ای یکساله در توام

این شبها را دوست دارم ،چون این شبها شبهای توست

و من چون به تاریکی فروافتاده ای ، راه گم کرده  ، به دنبال آفتاب تو ام

که تو نوری و بالاتر از هر نور

این شبها را دوست دارم ،که شبهای علی است ، شبهای عدالت متجلی است ، شبهای آزادی و آزادگی از دام بردگی است

و باز ایمان می آورم به همه تدبیر تو ،ای یگانه منان

همه عدالت که شایسته توست تنها و تنها ، عبادت

تغییری در من ممکن ساز ، خداوند بنده نواز

تغییری در من ممکن ساز

 

    پيام هاي ديگران ()

مناجات خورشید

خورشیدی اگر هست

همه از نور توست

خداوندگار روشنی های بی دریغ

همه ذراتی که می سوزند

همه ذراتی که می بخشند

همه ذراتی که تو را به چشم من

می رسانند

متجلی و روشن

و اینک در این نیمروز

سوزان و درخشان

خورشید تو بر طلایی

موهای دخترکی

تابان

تو ، بارالهی

از من روی

مگردان

روی به تاریکی

از این بنده خاکی

مگردان

    پيام هاي ديگران ()

نیایش خاک

این منم

بنده ای خاکی

در برابر عظمت پروردگاری ات

نیستم مگر خاشاکی

از خاک آمده به خاک خواهم رفت

و تو در من

طلوع می کنی

هر صبح

اما

غروب نخواهی کرد

در من تکرار می شوی

به  صبر

خداوندگار بندگان خاکی

خداوندگار صور افلاکی

این کمترین

بنده ترین

بنده ات را

شرمنده

مخواه

بر تن باد

بپیچانم

گردبادی نثارم ساز

تا روز به روز

متحول شود

حال راکدم

این خاک زاد

خاک نهاد را

خداوندگارترین

به رسم تغییر

متغیر ساز

    پيام هاي ديگران ()

نیایش نور

نور برمن می تابد

نور از چشمه ای دور

خداوند نور

خداوند چشمه های دور

اینک صبحی است از خردادگان

و مرا فرصتی است برای

به تو بیش اندیشیدن

به تویی که نوری

و نور از توست

و آفتاب استعاره ای از روشنایی ات

ابرها که پا پس می کشند

خورشید قامت می بندد

و بر من خواب ربوده می خواند

چشمت روشن باد

پروردگار همه ت

    پيام هاي ديگران ()

مناجات تنهایی

خداوندگار تنهایی های بیکران

نگهدار تنهایی های من

نگهدار تنهایی های آدمیان

میان من و تو هیچ حجابی نیست

وقتی تنهایی را در تو معنا می کنم

بگذاریم آدمیان

غرق پنداشته هایشان

سهل انگاشته هایشان

همیشه جاری

همیش باقی

خداوندگار روزهای سخت جمعه

و دل های  متروک و سیاه بخت همه روزهای هفته

ایمان به توست که تنهایی

و فارغ از تن هایی

از بندم تنم رهایی ده

با تنهایی بیش از پیش

آشنایی

ده

    پيام هاي ديگران ()

نیایش مجد

بارگاه تو

اریکه ای دارد

به وسعت بهار

و شور انگیزی صدایت چکاوک

سبز درختانت محزون

از دردی که بشر

را می کشد به سوی هیچ

آبی آسمانت

کدر

از آنچه قلب صداقت را

مکدر ساخته است

خدایا

دوستت دارم

شکوهمند

دوستت دارم

بزرگ

مثل وقتی کودکی از عشق

می سراید

با شور

با انگشتان نور

دوستت دارم

    پيام هاي ديگران ()

نیایش اسفندگان

خداوندگار  روزهای بی رمق  اسفندگان

آنکه مهربان تر میکند

خورشید را با شهر شلوغ من

و گرم گرم از رسانش سرب

به انجماد زمستان نیامده ام

می تابد .

ای حوصله روزهای بی حوصله مانده به تحویل سال

و شوق گذر

از لحظه دل کندن از امسال

از تو مرا هیجانی است

به معنای هستی

به قامت همه

سروهای ناز خاکستری

و شبهای از حضور یار

شب زنده دار

نیلوفری

خداوندگار اختیار

خداوندگار دو چشم سیاه یار

و اشک های انتظار ،انتظار ، انتظار

میسرم بدار

میسرم بدار

میسرم بدار

 

    پيام هاي ديگران ()

نیایش رویا

خداوند روزهای غم

روزهای تو بیش و من اما کم

هوای همه سربی

روزهای زحمت آفتاب

رویایی بر من فروفرست

خوابی از نو

ناب و پر از گلوله برف های کودکی

مثل صدای پدر

مثل صدای خودت

مثل هر صدایی جز این سکوت

بر من رویایی فروفرست

    پيام هاي ديگران ()

نمی دانم

نمی دانم دعا کنم یا نه

نمی دانم سر اتصال به تو دارم یا نه

نمی دانم از توبریده ام یا نه

ودر برهوت نمی دانم ها سرگردانم

رسم بندگی است که در سرگردانی

یادآورد بسیار

اما رسم خدایی

چیست ؟

    پيام هاي ديگران ()